Word Abyss

در رشد WordAbyss سهیم باشید

حمایت اختیاری

گزیده اشعار و متون ادبی عطار نیشابوری (منطق‌الطیر) 1405

گزیده زیباترین اشعار و متون ادبی از منطق‌الطیر عطار نیشابوری به مناسبت ۲۵ فروردین روز بزرگداشت عطار. حکایت سیمرغ، هفت شهر عشق و داستان شیخ صنعان. 1405

اشعار ناب منطق‌الطیر

هفت شهر عشق را عطار گشت / ما هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم.

گفت ما را هفت وادی در ره است / چون گذشتی هفت وادی، درگه است.

وادی اول طلب باشد یقین / وادی دوم فنا و بار دین.

بعد از این وادی عشق آید پدید / غرق آتش شد کسی کانجا رسید.

چون شود سالک به وادی فنا / باز گردد در دو عالم زو صدا.

صد هزاران سایه جاوید، تو / گم شده در سایه خورشید، تو.

چون نگه کردند آن سی مرغ زود / بی شک این سی مرغ، آن سیمرغ بود.

هر که در دریای کل، گم‌بوده شد / دایما گم‌بودهِ آسوده شد.

جان و دل پر درد دارم، هم تو دانی هم تو دار / هر که را دردی‌ست، درمان هم تو دانی هم تو دار.

ای درونت جان جانان، آشتی / وی برونت، چشم حیران آشتی.

گر تو هستی مرد راه و مرد دین / رو قدم نه در ره و الله بین.

تا نگردی مرد صاحب درد تو / در صف مردان نباشی مرد تو.

عشق را بنیاد بر ناکامی است / هر که زین شیوه نلابد عامی است.

عالم پروانه پر آتش بود / حقِ پروانه، چنین خوش‌کش بود.

چون دلت شد واقف اسرار حق / خویشتن را دار در کار حق.

گر تو جانی، جانِ جانانست او / ور تو دردی، دردِ درمانست او.

هر که او در راهِ ما دم می‌زند / بر درِ ما، حلقه ماتم می‌زند.

کفر کافر را و دین دین‌دار را / ذره‌ای دردت، دل عطار را.

ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت / بنگر که از کجا به کجا می‌فرستمت.

گر تو را سیمرغ باید، سایه باش / سایه خورشید را همسایه باش.

متن‌های ادبی و عرفانی

سفر مرغان به سوی سیمرغ، حکایت سفر جان انسان است از خاک به افلاک، از کثرت به وحدت، و از خود به خدا.

در منطق‌الطیر، هدهد پیر راه است و راهبر؛ نماد پیامبری که جان‌های خفته را بیدار می‌کند و نوید سیمرغ می‌دهد.

سیمرغ عطار، حقیقتی دوردست نیست؛ آینه‌ای است که اگر غبار از دل بزدایی، تصویر خود را که پرتوی از اوست، در آن خواهی دید.

هفت وادی عطار، هفت مرحله سلوک است: از طلب آغاز می‌شود، در عشق شعله می‌کشد، به معرفت می‌رسد و در فنا پایان می‌یابد.

عطار به ما می‌آموزد که بزرگترین مانع پرواز، دلبستگی‌های حقیر است؛ یکی اسیر دانه است و دیگری گرفتار لانه.

وقتی سی مرغ به قاف رسیدند، دیدند که سیمرغ همان سی مرغ است؛ یعنی خدا را نه در آسمان‌ها، که در عمق جان پاک خود باید جست.

وادی استغنا، جایی است که سالک از هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است؛ نه از تحسین شاد می‌شود و نه از سرزنش غمگین.

در وادی حیرت، عقل انگشت به دهان می‌ماند؛ چرا که زبان عشق، زبان استدلال نیست، زبان سوختن است.

عطار نیشابوری با زبان پرندگان سخن گفت تا رازهای مگو را فاش کند؛ رازهایی که جز محرم اسرار نمی‌فهمد.

پرواز، قانون پرنده است، اما پرواز روح، قانون عاشق است. عطار قانون‌گذار این عشق آسمانی است.

هر پرنده در منطق‌الطیر نماد تیپی از انسان‌هاست: بلبل عاشق گل (جمال ظاهری)، طاووس خواهان بهشت (پاداش)، و هدهد طالب حق.

درد، کلید گنجینه اسرار عطار است. او معتقد است که بی‌دردی، بزرگترین بیماری روح انسان است.

وادی فقر و فنا، آخرین منزلگاه است؛ جایی که قطره به دریا می‌پیوندد و دیگر قطره نیست، خود دریاست.

حکایت شیخ صنعان، اوج هنر داستان‌پردازی عطار است که نشان می‌دهد در راه عشق، گاه باید از آبرو و ایمان ظاهری نیز گذشت.

عطار می‌گوید: تو پای به راه در نه و هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید رفت. این یعنی توکل و تسلیم محض.

زبان عطار، زبان آتش است؛ کلماتش جان را می‌سوزاند تا ناخالصی‌ها از میان برود و زرِ نابِ وجود باقی بماند.

بزرگداشت عطار، بزرگداشت انسانیت گمشده‌ای است که در هیاهوی دنیای مدرن، راه قاف را فراموش کرده است.

منطق‌الطیر نقشه راهی است برای آنان که نمی‌خواهند در قفس تن بمانند و سودای آسمان در سر دارند.

عطار طبیبی است که نسخه شفابخش او برای دردهای روحی، معجونی از عشق، معرفت و فنا است.

امروز روز عطار است؛ روزی برای پرکشودن از قفس عادت‌ها و بال گشودن در آسمان معنا.

حکایات کوتاه منطق‌الطیر

حکایت آن پادشاه که به غلام خود گفت: هر چه خواهی از من بخواه، جز پادشاهی و خدایی. غلام گفت: من چیزی خواهم که نه پادشاهی است و نه خدایی، من «تو» را خواهم.

داستان آن دیوانه که در ویرانه می‌گشت و می‌گفت: خدایا، اگر مرا نمی‌خواستی، چرا آفریدی؟ هاتفی آواز داد: تا بدانی که ما هر چه خواهیم کنیم و تو را نرسد که چون و چرا کنی.

حکایت سیمرغ که پری از او در چین افتاد و غوغایی در جهان به پا شد؛ هر کس نقشی از آن پر دید و عاشق شد، اما خود سیمرغ را کسی ندید.

قصه پروانگان که جمع شدند تا شمع را ببینند. یکی رفت و از دور دید، دیگری رفت و نزدیک شد، سومی رفت و در آتش شد. آن که سوخت، خبر آورد، اما خبری که گفتنی نبود.

داستان شیخ صنعان که پیری زاهد بود و پنجاه سال عبادت کرده بود، اما با یک نگاه دل به دختر ترسا باخت و خوکبانی کرد تا بداند که تکیه بر زهد خویش خطاست.

حکایت آن مرد که در چاه افتاده بود و می‌نالید. کسی گفت: شکر کن که در چاهی نه در چاهی عمیق‌تر. مرد گفت: بدتر از این چیست؟ گفت: آنکه فراموش کنی خدایی داری.

قصه هدهد و سلیمان؛ که هدهد گفت: ای سلیمان، اگرچه تو پادشاهی، اما من خبری دارم که تو نداری. و آن خبر از ملکه سبا بود. علم به بزرگی جثه نیست.

حکایت طاووس که به هدهد گفت: من سیمرغ را نمی‌خواهم، من بهشت را می‌خواهم. هدهد گفت: بهشت پرتوی از سیمرغ است، صاحب خانه را بخواه، نه خانه را.

داستان خفاشان که خورشید را منکر شدند، چون چشمانشان تاب دیدن نور را نداشت. حقیقت خورشید با انکار خفاش خاموش نمی‌شود.

قصه آن مورچه که قلمی را دید که می‌نوشت و گمان کرد قلم خود می‌نویسد، غافل از آنکه دستی قلم را می‌گرداند و جانی دست را فرمان می‌دهد.

تک بیت‌های ناب

مرد راهی؟ مرد را دردی باید / درد را در مرد، ناوردی باید.

تو مگو ما را بدان شه بار نیست / با کریمان کارها دشوار نیست.

گر تو هستی مرد راه و مرد دین / رو قدم نه در ره و الله بین.

چون تو برگردی و در خود بنگری / عرش و فرش و کعبه در خود بنگری.

خویش را در بحر عرفان غرق کن / در تمنای وصالش برق کن.

دانستنی‌های گزیده اشعار و متون ادبی عطار نیشابوری (منطق‌الطیر) 1405

منطق‌الطیر؛ شاهکار عرفانی عطار

«منطق‌الطیر» یا مقامات طیور، یکی از برجسته‌ترین منظومه‌های تمثیلی و عرفانی در ادبیات فارسی است که توسط شیخ فریدالدین عطار نیشابوری سروده شده است. این اثر که حدود ۴۵۰۰ بیت دارد، داستان سفر گروهی از مرغان به راهنمایی هدهد برای یافتن پادشاهشان، سیمرغ، را روایت می‌کند. منطق‌الطیر تنها یک داستان نیست، بلکه نقشه‌ای دقیق از مراحل سیر و سلوک عرفانی است که سالک (مسافر راه حق) باید برای رسیدن به کمال طی کند.

نمادشناسی پرندگان در منطق‌الطیر

در این منظومه، هر پرنده نماد قشر خاصی از انسان‌ها و دلبستگی‌های دنیوی آن‌هاست. هدهد نماد پیر راهنما و مرشد است. بلبل نماد عاشقان جمال ظاهری است که به عشق گل گرفتارند. طاووس نماد اهل ظاهر است که عبادت را برای رسیدن به بهشت می‌خواهند. باز نماد اهل قدرت و مقام است. مرغابی نماد کسانی است که غرق در پاکی ظاهری (آب) هستند اما از باطن غافل‌اند. عطار با نقد بهانه‌های هر یک از این پرندگان، موانع رشد روحی انسان را آشکار می‌کند.

هفت شهر عشق (هفت وادی)

مهم‌ترین بخش منطق‌الطیر، شرح هفت وادی یا مرحله‌ای است که مرغان باید از آن‌ها بگذرند. این وادی‌ها عبارتند از: ۱. طلب (خواستن و جستجو)، ۲. عشق (اشتیاق سوزان)، ۳. معرفت (شناخت)، ۴. استغنا (بی‌نیازی از غیر خدا)، ۵. توحید (دیدن یکی در همه چیز)، ۶. حیرت (سرگشتگی در عظمت حق)، و ۷. فقر و فنا (نیستی خود و هستی در خدا). عبور از این مراحل، نیازمند رها کردن تمام تعلقات و آمادگی برای فنا شدن در حقیقت مطلق است.

سیمرغ و فلسفه وحدت وجود

پایان‌بندی منطق‌الطیر یکی از شگفت‌انگیزترین مفاهیم عرفانی را در خود جای داده است. از هزاران پرنده‌ای که سفر را آغاز کردند، تنها سی مرغ به قاف (مقصد) می‌رسند. در آنجا وقتی در آینه حقیقت می‌نگرند، می‌بینند که سیمرغ (پادشاه جهان) چیزی جز تصویر خودِ آن‌ها (سی‌مرغ) نیست. این تمثیل بیانگر نظریه «وحدت وجود» است؛ به این معنا که خداوند جدا از مخلوقات نیست و اگر انسان حجاب‌های نفسانی را کنار بزند، درمی‌یابد که جوهر وجودی او متصل به خداوند است.

تاثیر منطق‌الطیر بر ادبیات جهان

منطق‌الطیر عطار نه تنها بر شاعران بزرگ ایرانی مانند مولانا و جامی تاثیر گذاشت، بلکه در ادبیات جهانی نیز بازتاب داشته است. خورخه لوئیس بورخس، نویسنده شهیر آرژانتینی، شیفته داستان سیمرغ بود و پیتر بروک، کارگردان مشهور تئاتر، نمایشی بر اساس این اثر خلق کرد. پیام جهانی عطار درباره سفر درونی و خودشناسی، مرزهای زمان و مکان را درنوردیده است.

سوالات متداول

هفت وادی عرفان در منطق‌الطیر کدامند؟

هفت وادی به ترتیب عبارتند از: طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، و فقر و فنا.

سیمرغ در منطق‌الطیر نماد چیست؟

سیمرغ نماد خداوند، حقیقت مطلق و کمال است که سالکان طریق حق به جستجوی او می‌پردازند.

هدهد در داستان منطق‌الطیر چه نقشی دارد؟

هدهد نماد رهبر، مرشد و پیر طریقت است که پرندگان دیگر را هدایت می‌کند و پاسخگوی شبهات و بهانه‌های آنان است.

چرا نام کتاب منطق‌الطیر است؟

«منطق‌الطیر» اصطلاحی قرآنی به معنای «زبان پرندگان» است که به حضرت سلیمان (ع) نسبت داده شده و عطار این نام را برای کتاب خود برگزیده است.

چند پرنده به سیمرغ رسیدند؟

از میان هزاران پرنده، تنها «سی مرغ» توانستند سختی‌های راه را تحمل کنند و به مقصد برسند.

مشهورترین داستان فرعی منطق‌الطیر چیست؟

داستان «شیخ صنعان و دختر ترسا» که حکایت پیری زاهد است که گرفتار عشق زمینی می‌شود و در نهایت با توبه به اصل خویش بازمی‌گردد.

پیام اصلی بیت «هفت شهر عشق را عطار گشت...» چیست؟

این بیت از مولانا است و بیانگر مقام والای عرفانی عطار است که تمام مراحل سلوک را طی کرده، در حالی که دیگران هنوز در ابتدای راه هستند.

عطار در منطق‌الطیر چه چیزی را نقد می‌کند؟

عطار با زبان پرندگان، دلبستگی‌های انسان به مقام، ثروت، ظاهر، و حتی زهد ریایی را نقد می‌کند و دعوت به اخلاص و فنا می‌کند.

وادی طلب چه ویژگی‌هایی دارد؟

در این وادی، سالک احساس کمبود می‌کند و با درد و اشتیاق به جستجوی حقیقت می‌پردازد و از آسایش دست می‌کشد.

معنی «فنا» در وادی هفتم چیست؟

فنا به معنای نابودی نیست، بلکه به معنای محو شدن «من» و نفسانیت انسان در عظمت خداوند است، مانند قطره‌ای که در دریا گم می‌شود.

متن با موفقیت کپی شد