امام حسن (ع) به برادرش وصیت کرد: مرا کنار جدم پیامبر (ص) دفن کن تا با او تجدید عهد کنم.
در رشد WordAbyss سهیم باشید
روضه تشییع جنازه امام حسن (ع) و ممانعت از دفن 1405
متن کامل روضه تشییع جنازه امام حسن مجتبی (ع)، ممانعت از دفن کنار پیامبر، فتنه جمل و تیرباران شدن تابوت و بدن مطهر. 1405
وصیت امام
اما فرمود: اگر زنی جلوگیری کرد، تو را به خدا و خون جدم قسم میدهم که خونریزی نکنید.
امام میدانست که کینهها باز سر باز میکند، حتی بعد از مرگ.
فرمود: مرا به بقیع ببرید، کنار مادربزرگم فاطمه بنت اسد.
این وصیت نشان از مظلومیت امامی دارد که حتی اختیار قبر خود را ندارد.
تشییع جنازه
تابوت کریم اهل بیت روی دوش بنیهاشم قرار گرفت.
حسین (ع)، ابوالفضل (ع)، علی اکبر (ع) و قاسم (ع) زیر تابوت بودند.
چه تشییع باشکوهی بود، تمام مدینه برای وداع آمده بودند.
میخواستند بدن را برای طواف به سمت روضه نبوی ببرند.
ناگهان فتنهگران راه را بستند...
آن زن سوار بر قاطر آمد و فریاد زد: اجازه نمیدهم کسی را که دوست ندارم در خانه من دفن کنید.
جنازهای که باید گلباران میشد، هدف تیرهای کینه قرار گرفت.
باران تیر
کمانداران کمین کرده بودند، به دستور مروان و آن زن.
فریاد زدند: حسن را بزنید...
تیرها رها شد... خدایا چه میبینم؟ تابوت و بدن به هم دوخته شد.
نوشتهاند هفتاد تیر به بدن مطهر اصابت کرد.
این تیرها فقط به چوب تابوت نخورد، جگر زینب (س) را سوراخ کرد.
عباس (ع) دست به قبضه شمشیر برد، رگهای غیرتش متورم شد.
اگر نگاه حسین (ع) نبود، عباس (ع) مدینه را کن فیکون میکرد.
امام حسین (ع) دست برادر را گرفت و فرمود: برادر، وصیت حسن را فراموش نکن، باید صبر کنیم.
تابوت را برگرداندند... خون از تابوت میچکید.
خاکسپاری در بقیع
بدن تیرآگین را به بقیع بردند.
حسین (ع) تیرها را یکییکی بیرون میکشید، انگار جان خودش را بیرون میکشید.
گفتند حسین (ع) در کربلا تیر از بدن علی اصغر کشید، اما اینجا تیر از بدن برادر.
بدن را در قبر گذاشت، اما چه بدنی؟ پاره پاره و مسموم.
زینب (س) از دور نگاه میکرد و یاد پیراهن خونی میافتاد.
قاسم (ع) میلرزید، عباس (ع) دندان به هم میسایید.
خاک ریختند روی بدن خورشید، و مدینه تاریک شد.
غریبانه دفن شد، بدون گنبد، بدون چراغ، بدون سایبان.
گریز به کربلا
یا امام حسن، تابوت شما تیرباران شد، اما بدنتان داخل تابوت بود.
کربلا چه کردند؟ بدن حسین (ع) روی خاک داغ، بدون تابوت...
اینجا تیرها به تابوت خورد، اما کربلا تیرها مستقیماً به قلب و گلو خورد.
اینجا عباس (ع) زنده بود و دفاع میکرد، اما کربلا زینب (س) تنها بود.
یا امام حسن، شما را تشییع کردند، اما بدن حسین (ع) را زیر سم اسبها...
لایوم کیومک یا اباعبدالله.
مدینه تیر زدند، کربلا سنگ و نیزه زدند.
هر دو برادر غریبند، اما امان از غربت گودال.
دعا
خدایا به حق غربت امام حسن (ع)، دلهای ما را از کینه پاک کن.
خدایا زیارت بقیع و کربلا را روزی ما بگردان.
لعنت خدا بر کسانی که حرمت جنازه پسر پیامبر را نگه نداشتند.
خدایا ظهور منتقم آل محمد را برسان تا انتقام سیلی مادر و تیرباران تابوت را بگیرد.
ما را از شیعیان واقعی حسنین (ع) قرار ده.
دانستنیهای روضه تشییع جنازه امام حسن (ع) و ممانعت از دفن 1405
وصیت امام حسن (ع) و پیشبینی فتنه
امام حسن مجتبی (ع) که علم لدنی داشتند، میدانستند که دشمنان حتی به جنازه ایشان رحم نخواهند کرد. ایشان در وصیت خود به امام حسین (ع) فرمودند: «مرا برای تجدید عهد کنار قبر جدم پیامبر ببرید، اگر مانع شدند، راضی نیستم حتی به اندازه ریخته شدن خون حجامت، خونی ریخته شود و مرا به بقیع ببرید». این وصیت اوج صلحطلبی و دوراندیشی امام را نشان میدهد که نمیخواستند بهانه به دست دشمنان بدهند تا حرمت حرم پیامبر شکسته شود.
فتنه عایشه و مروان
هنگامی که کاروان تشییع به سمت حرم پیامبر حرکت کرد، مروان حکم و عایشه (سوار بر قاطر) راه را بستند. بهانه آنها این بود که خانه پیامبر ارث است و اجازه نمیدهیم کسی در آن دفن شود (در حالی که قبلاً ابوبکر و عمر در آنجا دفن شده بودند). فریادهای تحریکآمیز و کینههای جنگ جمل، باعث شد فضا متشنج شود. مورخان نوشتهاند که عایشه گفت: «کسی را که دوست ندارم به خانه من راه ندهید».
تیرباران تابوت؛ جنایت بیسابقه
فاجعهبارترین بخش تشییع جنازه، دستور تیراندازی به سمت تابوت بود. بنیامیه که کینه دیرینهای از بنیهاشم داشتند، کمانداران را مستقر کرده بودند. با اشاره فتنه گران، باران تیر بر تابوت بارید. شیخ عباس قمی در منتهیالآمال مینویسد که هنگام دفن، هفتاد تیر از بدن و تابوت بیرون کشیدند. این جسارت به بدن ولی خدا، در تاریخ اسلام بیسابقه بود و دل اهل بیت را خون کرد.
صبر حسینی و خشم عباسی
در این واقعه، حضرت عباس (ع) که جوان و غیور بود، دست به قبضه شمشیر برد تا پاسخ دندانشکنی به هتاکان بدهد. اما امام حسین (ع) دست برادر را گرفتند و وصیت امام حسن (ع) را یادآوری کردند. این صحنه، تمرین اطاعتپذیری قمر بنیهاشم از امام زمانش بود. صبر امام حسین (ع) در آن لحظه، کمتر از صبرشان در عاشورا نبود، زیرا دیدن تیرباران شدن جنازه برادر و سکوت کردن، جگری سوخته میخواهد.
مقایسه تشییع مدینه و کربلا
روضهخوانان معمولاً بین این واقعه و کربلا مقایسه میکنند. در مدینه، بدن امام تیرباران شد اما سر از تن جدا نشد و تابوت وجود داشت. اما در کربلا، بدن امام حسین (ع) نه تنها تیرباران شد، بلکه زیر سم اسبها رفت و سرش بر نیزه شد. امام حسن (ع) فرمود: «لا یوم کیومک یا اباعبدالله» (هیچ روزی مثل روز تو نیست)، که اشاره به همین تفاوت مصیبتهاست.
سوالات متداول
وصیت امام حسن (ع) برای محل دفن چه بود؟
اول کنار پیامبر (ص) برای تجدید عهد، و اگر مانع شدند، در قبرستان بقیع کنار جدهاش فاطمه بنت اسد.
چه کسانی مانع دفن امام کنار پیامبر شدند؟
عایشه (همسر پیامبر) به تحریک مروان بن حکم و بنیامیه.
آیا جنگی در تشییع جنازه رخ داد؟
نزدیک بود جنگ شود و بنیهواشم شمشیر کشیدند، اما امام حسین (ع) طبق وصیت برادر مانع شدند و صبر کردند.
چند تیر به تابوت اصابت کرد؟
در منابع تاریخی مشهور مثل منتهیالآمال، عدد هفتاد تیر ذکر شده است که به بدن و تابوت رسید.
واکنش حضرت عباس (ع) چه بود؟
ایشان بسیار خشمگین شدند و میخواستند حمله کنند، اما به دستور امام حسین (ع) صبر کردند.
چرا بنیامیه این کار را کردند؟
به دلیل کینههای قدیمی از جنگهای صدر اسلام و حسادت به جایگاه اهل بیت پیامبر.
آیا امام حسن (ع) در خانه پیامبر دفن شد؟
خیر، پس از تیرباران، بدن مطهر را به بقیع بردند و آنجا دفن کردند.
معنی «تیرباران تابوت» چیست؟
یعنی حجم تیرها آنقدر زیاد بود که تابوت و بدن به هم دوخته شد، جنایتی که حرمت میت و معصوم را شکست.
این واقعه در چه سالی رخ داد؟
سال ۵۰ هجری قمری.
درس این روضه چیست؟
مظلومیت دائمی حق، کینهتوزی دشمنان حتی با جنازه، و اهمیت اطاعت از دستور امام (صبر در جای خود).