در آخرین پنجشنبه حیات پیامبر (ص)، ایشان در بستر بیماری فرمودند: قلم و کاغذی بیاورید تا چیزی بنویسم که هرگز گمراه نشوید.
در رشد WordAbyss سهیم باشید
ماجرای قلم و کاغذ (حدیث قرطاس) در آخرین پنجشنبه حیات پیامبر 1405
بررسی تاریخی و تحلیلی ماجرای قلم و کاغذ (حدیث قرطاس)، ممانعت از نوشتن وصیت پیامبر، شعار حسبنا کتاب الله و انحراف مسیر خلافت در 28 صفر. 1405
شرح ماجرا
برخی از حاضران در مجلس مخالفت کردند و گفتند بیماری بر پیامبر غلبه کرده است.
عمر بن خطاب گفت: کتاب خدا ما را بس است (حسبنا کتاب الله) و مانع آوردن قلم و کاغذ شد.
نزاع و سر و صدا در حضور پیامبر بالا گرفت و ایشان آزرده خاطر شدند.
پیامبر (ص) فرمودند: از نزد من برخیزید، سزاوار نیست نزد پیامبر خدا نزاع کنید.
ابن عباس همواره از این واقعه با ناله و گریه یاد میکرد و آن را «رزیه الخمیس» (مصیبت پنجشنبه) مینامید.
این واقعه نشاندهنده تلاش پیامبر برای تثبیت مکتوب جانشینی حضرت علی (ع) بود.
مخالفان میدانستند که اگر این نوشته ثبت شود، راه بر هرگونه انحراف بسته خواهد شد.
جمله «این مرد هذیان میگوید» جسارتی بزرگ به ساحت مقدس نبوت بود.
این حادثه یکی از تلخترین وقایع تاریخ اسلام است که مسیر خلافت را تغییر داد.
نکات تحلیلی
قرآن میفرماید پیامبر از روی هوس سخن نمیگوید (و ما ینطق عن الهوی)، پس ادعای غلبه بیماری باطل است.
هدف پیامبر بیمه کردن امت از گمراهی ابدی بود (لن تضلوا بعدی ابدا).
مخالفت با دستور صریح پیامبر در زمان حیات ایشان، بدعتی خطرناک بود.
شعار «حسبنا کتاب الله» تلاشی برای جدا کردن قرآن از عترت (مفسران واقعی قرآن) بود.
سکوت برخی صحابه در برابر این جسارت، زمینهساز غصب خلافت شد.
پیامبر با بیرون کردن آنان، نارضایتی خود را از این گروه اعلام کردند.
این واقعه نشان داد که نفاق در لایههایی از اطرافیان نفوذ کرده بود.
تاریخ نویسان بزرگ اهل سنت مانند بخاری و مسلم نیز این ماجرا را نقل کردهاند.
این ممانعت، اولین گام عملی برای کودتای سقیفه بود.
پیامبر در روزهای بعد، با تأکید بر پیوستن به سپاه اسامه، سعی در دور کردن مخالفان از مدینه داشتند.
پیامدهای واقعه
محروم شدن امت اسلام از هدایتنامهای که ضامن سعادت ابدی بود.
باز شدن باب اجتهاد در برابر نص (نظر دادن در برابر دستور صریح پیامبر).
ایجاد تفرقه و چنددستگی در امت اسلامی که تا امروز ادامه دارد.
جسارت یافتن منافقان برای حمله به خانه وحی پس از رحلت.
مهجوریت اهل بیت و کنار گذاشته شدن وصیت غدیر.
آغاز انحراف در مسیر خلافت اسلامی.
تغییر سرنوشت سیاسی و معنوی جهان اسلام.
اثبات مظلومیت پیامبر حتی در میان یاران خود.
روشن شدن چهرههای نفاق و دنیاطلبی.
درسی برای تاریخ که چگونه قدرتطلبی میتواند مانع اجرای حق شود.
پاسخ به شبهات
میگویند پیامبر بیهوش بود؛ خیر، ایشان کاملا هوشیار بودند و دستور صریح دادند.
میگویند دلسوزی کردند تا پیامبر اذیت نشود؛ آیا نافرمانی و داد و فریاد باعث اذیت نیست؟
میگویند دستور استحبابی بود؛ تعبیر «لن تضلوا» نشان از یک امر حیاتی و واجب دارد.
چرا پیامبر بعداً ننوشت؟ چون اگر مینوشتند، مخالفان اصل نبوت را زیر سوال میبردند و میگفتند در حالت غیرعادی نوشته شده.
آیا کتاب خدا کافی نیست؟ قرآن خود دستور داده که از پیامبر اطاعت کنید (ما آتاکم الرسول فخذوه).
آیا پیامبر فراموش کرد؟ خیر، ایشان حجت را تمام کرده بودند (غدیر) و این نوشته تأکید نهایی بود.
چرا علی (ع) چیزی ننوشت؟ حضرت علی (ع) مأمور به سکوت برای حفظ اصل اسلام بودند.
نقش زنان پیامبر چه بود؟ برخی از پشت پرده خواستند قلم بیاورند که با پرخاش مخالفان روبرو شدند.
این واقعه در کتب معتبر شیعه و سنی با سندهای صحیح آمده و قابل انکار نیست.
هدف نهایی مخالفان، جلوگیری از ثبت رسمی نام علی (ع) در لحظات آخر بود.
درسهای عبرت
اطاعت محض از ولایت فقیه در زمان غیبت، تمرینی برای تکرار نشدن تاریخ است.
شناخت جریان نفاق و نفوذیها که در لباس دین ضربه میزنند.
دفاع از حق حتی اگر در اقلیت باشیم (مانند ابن عباس و برخی یاران).
ادب حضور در برابر ولی خدا و پرهیز از بلند کردن صدا.
هشیاری در برابر شعارهای فریبنده مثل «کتاب خدا ما را بس است».
فرصتسوزی نکردن در اطاعت از فرمان رهبر.
تاریخ تکرار میشود اگر بصیرت نداشته باشیم.
سکوت در برابر ظلم به ولی خدا، خیانت است.
اهمیت وصیتنامه و تعیین تکلیف امور قبل از مرگ.
حفظ وحدت حول محور ولایت، تنها راه نجات از گمراهی است.
دانستنیهای ماجرای قلم و کاغذ (حدیث قرطاس) در آخرین پنجشنبه حیات پیامبر 1405
رزیه الخمیس؛ مصیبت پنجشنبه چه بود؟
یکی از حساسترین و غمانگیزترین وقایع روزهای پایانی عمر شریف پیامبر اکرم (ص)، ماجرای درخواست قلم و کاغذ است. در روز پنجشنبه، در حالی که تب بر پیامبر شدت یافته بود و جمعی از صحابه در اتاق ایشان بودند، حضرت فرمودند: «قلم و دواتی بیاورید تا برایتان نوشتهای بنویسم که پس از آن هرگز گمراه نشوید.» این درخواست صریح که میتوانست سرنوشت امت را بیمه کند، با مخالفت شدید برخی چهرههای سیاسی مواجه شد.
شعار «حسبنا کتاب الله» و انحراف بزرگ
در برابر دستور پیامبر، خلیفه دوم با بیان اینکه «بیماری بر پیامبر غلبه کرده و کتاب خدا ما را بس است»، مانع از آوردن قلم و کاغذ شد. این جمله ظاهرفریب، در واقع نفی جایگاه تبیینی پیامبر و جدایی انداختن میان قرآن و عترت بود. شیعه معتقد است که قرآن به تنهایی و بدون مفسر معصوم، میتواند مورد سوءاستفاده قرار گیرد، همانطور که تاریخ اسلام نشان داد.
چرا پیامبر اصرار بر نوشتن نکردند؟
پس از آنکه نزاع و درگیری لفظی در حضور پیامبر بالا گرفت و جسارتهایی به ساحت ایشان شد، حضرت دستور دادند همه خارج شوند. حکمت عدم اصرار پیامبر این بود که مخالفان با تهمت «هذیانگویی» (نعوذ بالله)، فضا را چنان مسموم کرده بودند که اگر نوشتهای هم ثبت میشد، در آینده اعتبار آن را زیر سوال میبردند و میگفتند این نوشته در حالتی بوده که پیامبر هوشیاری نداشته است. لذا پیامبر ترجیح دادند اصل نبوت زیر سوال نرود.
ابن عباس و گریههای طولانی
عبدالله بن عباس، مفسر بزرگ قرآن و صحابی جلیلالقدر، هرگاه یاد این واقعه میافتاد، چنان میگریست که ریگهای زمین تر میشد و میگفت: «تمام مصیبتها از آن روز پنجشنبه آغاز شد که میان پیامبر و نوشتن وصیتش حائل شدند.» این ممانعت، در واقع کودتایی خاموش علیه وصایت امیرالمومنین علی (ع) بود که پیش از این در غدیر اعلام شده بود اما مکتوب نهایی نشد.
ارتباط حدیث ثقلین و حدیث قرطاس
پیامبر در حدیث قرطاس فرمودند «لن تضلوا بعدی» (هرگز گمراه نمیشوید) و در حدیث ثقلین نیز فرمودند «ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا» (اگر به قرآن و عترت تمسک کنید گمراه نمیشوید). شباهت این دو عبارت نشان میدهد آنچه پیامبر میخواستند بنویسند، تأکید مجدد بر پیوند ناگسستنی قرآن و اهل بیت و جانشینی علی (ع) بود که ضامن عدم گمراهی امت است.
سوالات متداول
حدیث قرطاس چیست؟
ماجرایی که در آن پیامبر در بستر بیماری درخواست قلم و کاغذ کردند تا وصیتی بنویسند اما عدهای مانع شدند.
چه کسی مانع نوشتن وصیت پیامبر شد؟
طبق منابع معتبر شیعه و حتی صحیح بخاری و مسلم اهل سنت، عمر بن خطاب مخالفت کرد.
منظور از رزیه الخمیس چیست؟
یعنی مصیبت روز پنجشنبه؛ نامی که ابن عباس بر ماجرای ممانعت از نوشتن وصیت پیامبر گذاشت.
جمله حسبنا کتاب الله یعنی چه؟
یعنی کتاب خدا ما را کافی است. شعاری که برای بینیاز نشان دادن مردم از اهل بیت و وصیت پیامبر مطرح شد.
چرا پیامبر بعد از مخالفت آنها چیزی ننوشت؟
چون با تهمت هذیان که به ایشان زدند، ارزش سندیت نوشته از بین میرفت و باعث اختلاف بیشتر میشد.
پیامبر میخواستند چه چیزی بنویسند؟
با توجه به حدیث ثقلین و غدیر، ایشان میخواستند جانشینی امام علی (ع) را مکتوب و مؤکد کنند.
آیا این ماجرا در کتب اهل سنت هم آمده است؟
بله، صحیح بخاری و صحیح مسلم که از معتبرترین کتب اهل سنت هستند این ماجرا را نقل کردهاند.
واکنش پیامبر به این نزاع چه بود؟
ایشان بسیار ناراحت شدند و فرمودند: «قوموا عنی» (از نزد من برخیزید)، شایسته نیست نزد پیامبر نزاع کنید.
آیا بیماری پیامبر باعث شده بود متوجه نباشند؟
خیر، طبق قرآن پیامبر معصوم است و هرگز از روی هوس سخن نمیگوید، حتی در بیماری.
نتیجه این ممانعت چه شد؟
مسیر خلافت منحرف شد، سقیفه شکل گرفت و امت اسلام دچار تفرقه و گمراهی شد.